زبان فرهاد مجیدی باز شد
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سندیکای لوله و پروفیل فولادی چه کسی غم تیمهای پرمسئله لیگ برتر را میخورد؟ چه سازمان یا نهادی برای حل مسئلههای در حال افزایش تیمهای لیگ برتر، قد علم میکند؟ تا دیروز دردمان مربوط میشد به ملوان و نفت تهران و صبای قم!
۱- حالا باید فکری کرد برای تراکتورسازی و استقلال خوزستان و سپیدرود و سیاهجامگان و در رأس همه استقلال تهران که صدای همه را درآورده است و پای فرهاد مجیدی را به میدان اعتراض باز کرده که:
آقای سلطانیفر! لطفاً با بیکفایتیها برخورد کنید! لطفاً اجازه اشتباه کردن را در تیم استقلال به حداقل برسانید! لطفاً نگذارید به خاطر یک دستمال، قیصریهای را به آتش بکشند!
آقای سلطانیفر! سهم استقلال در تیم ملی به «صفر» میرسد و این خوب نیست! بلکه بسیار هم بد است! در جام جهانی ۲۰۱۴، تیم استقلال ۸، ۷، ۶ ملیپوش داشت که عصای دست کارلوس کیروش بودند! حالا دریغ از یک نفر و این خیلی بد است!
۲- از اصفهان و سپاهانش؛ از اصفهان و ذوبآهنش خبرهای خوب میرسد! چرا نباید از تراکتورسازی هم حرفهای امیدوارکننده بشنویم؟
سپاهان تیمش را بسته است! ذوبآهن هم کادر فنیاش را یکسره و به تمام معنا تغییر داده است! یک کهنهکار، به جای یک جوان! امیر قلعهنویی، نه به جای مجتبی حسینی که در جایگاه خودش!
امیر چگونه خواهد آمد؟ امیر با چه اهدافی با زایندهرود، راهی لیگ برتر شده است؟ برای باختن در جامحذفی؟ برای شکست خوردن در لیگ برتر؟ اشخاصی هستند که سوم شدنشان در لیگ و فینالیست شدنشان در جامحذفی، به منزله شکست است! در کارنامه کاریشان نقطههای روشنی به حساب نمیآید. امیر یکی از اینهاست! امیر فرصتی میطلبد تا جبران کند؟ البته اگر «بارش» را سبک کند! البته اگر او هم تحول را مساوی استحاله و اگر استحاله را مترادف تحول نداند!
قلعهنویی باید از اشتباهات و تجربیات «آذری» بپرهیزد! آذری هم ایضاً!
۳- کمتر از ۴۰ روز دیگر لیگ برتر باید برتریهایش را به رخ بکشد، آیا میتواند؟ کمتر از ۴۰ روز دیگر سپیدرود را خواهیم دید! چگونه تیمی را ملاحظه خواهیم کرد؟ فعلاً که گیر کرده است در خم اول کوچه تیمداری اولیه! فعلاً که تیمی ندارد، بیسرپرست و فاقد مدیر و بیمهره از ابزار و اسباب مدیریت!
به تعبیری پشیمان از صعود! به زبانی نادم از حضور! در عمل کلافه از یک عالم بیعملی دستاندرکاران استانی! سپیدرود تنها نیست که سیاهجامگان هم رخت سیاه دیده نشدن و مهم نبودن را بر تن دارد! بیصاحب و بیپناه! در سیاهجامگان هم این بخت بد است که هر روز بزرگتر و باز هم بزرگتر میشود! اوضاع سپیدرود را و حالت سیاهجامگان را، در اهواز و در تیم استقلال خوزستان هم میبینیم که تکرار شده است! تکرار بخت بد! تکرار اقبال واژگونه! وعدههای توخالی، وعیدهای پوچ! به بازی گرفتن اعتبار آدمهای خوب! بازی با سابقه و حیثیت ورزشی مردی مثل ویسی! عبدا… ویسی که خیال میکند کاری میتوان کرد!