شیوه عرضه و قیمت گذاری، هدف انتقاد
آنوش رحام
دبیر سندیکای لوله پروفیل ایران
آنچه باعث شده زنجیره صنعت فولاد تا آخرین حلقه که صنایع
تکمیلی است رشد متوازن نداشته باشد این است که همواره توجه
دولتها معطوف به رشد تولید و ظرفیت سازی در فولاد خام، ورق،
شمش و. .. متمرکز بوده و دو زنجیره پایانی صنعت فولاد بشدت مغفول
واقع شده است که از جمله آن میتوان از صنایع نوردی، لوله و پروفیل
نام برد. دلیل این موضوع این است که عمدتا فولادسازان بزرگ
درا ختیار دولت بوده یا شرکتهای بزرگ فولادساز کشور عمدتا
شرکتهایی خصولتی هستند که در اصل توسط دولت مدیریت
میشوند. از سویی دیگر صنایع تکمیلی عمدتا توسط بخش خصوصی
راه اندازی و مدیریت میشوند، بنابراین دولت درجایی که قیم منافع
فولادسازان است، عمدتا به نفع همین صنایع سوت میزند و کمتر به
رشد متوازن صنایع تکمیلی اهمیت داده است. نمود این مساله هم در
بخشنامه ها و جهت گیر یهای دستوری در بخش تامین مواد اولیه
صنایع تکمیلی به وضوح روشن است. این در حالی است که صنایع
تکمیلی مهمترین بخش صنعت فولاد و تکمیل کننده زنجیره ارزش
افزوده از محصول خام و میانی به محصول نهایی است، اما متاسفانه
شیب غلیظ بخشنامه ها و شیوه نامه ها همواره عامل کاهش حاشیه
سود صنایع تکمیلی مثل لوله و پروفیل بوده است. شیوه توزیع یکی از
مواردی است که در حال حاضر با مشکل مواجهات. اساسا بورس کالا
به عنوان بستری برای کشف قیمت، رقابت و تعدیل منطقی قیمتها،
بررسیهای کارشناسی و قیمت گذاری محصول برای سرتاسر زنجیره
صنایع تکمیلی است، اما به نظر میرسد بورس کالا مکانیزم و رسالت
خود را از دست داده و تبدیل به چکش مزایدات به نفع فولادسازان
شده است چراکه هیات مدیره بورس کالا متشکل از همان شرکتهای
فولادسازی ای است که پیش از این به خصولتی بودن آنها اشاره شد و
همین موضوع باعث شده تا در جایی که باید به تعدیل قیمت کمک
کند، غالبا منجر به رشد فزاینده قیمتها شده است. در این راستا اگر
شیب قیمت صعودی فروش محصول در سه سال گذشته را براساس
اطلاعات سامانه بورس کالا رصد کنیم به هیچ عنوان حتی در مواردی
که بازارها یا نرخ ارز کاهشی بوده مکانیزم تعدیل قیمت بورس کار نکرده
و عمدتا رفتار معکوس داشته به طوری که در نهایت قیم تها سیر
صعودی را طی کرده است. البته نباید نوسانات قیمت جهانی ورق را در
نه ماه گذشته نادیده گرفت، اما آنچه که مدنظر است در یک بازه سه
ساله بودها ست.ا ز سوی دیگر میزان تقاضای محصولات واسط های مثل
ورق و سایر مقاطع فولادی در کشور بالا رفته است چراکه سیاست های
تعمیق ساخت وزارت صمت در سه سال گذشته در بخشهایی مثل
صنایع قطعه سازی، صنایع لوازم خانگی و در مجموع بیش از ۶۰۰ گروه
کالا نیازمند ورق است، بنابراین دولت مبنای سهمیه را براساس اطلاعات
سامانه بهی نیاب قرار داد و مجبور بود بخشیا ز تقاضا را سرکوب کند که
این مساله قابل درک است. در این مدت به وضوح نیاز کشور به محصول
و ظرفیتها موید کمبود ورق در کشور و آنچه مورد نقد بوده شیوه
عرضه و قیمت گذاری است. برای ایجاد تعادل و ثبات در بازار پیشنهاد
میکنیم حتما روش مچینگ در بورس کالا باید در عرضه ها ایجاد
شود و با توجه به نیاز کشور به ورق فولادی ضرورت دارد سود بازرگانی
مقاطع فولادی مورد نیاز صنایع تکمیلی بابد صفر شود تا امکان تامین
مازاد نیاز کشور از طریق واردات برطرف شود. دلیل اینکه چرا صنایع در
ایران پا نمی گیرند این است که دولت همواره یارانه های مختلفی اعم
از انرژی و منابع ارزان را درا ختیار صنایع بزرگی همچون فولادسازان قرار
داده است، اما سازوکاری برای بهره مندی سرتاسر زنجیره از یارانه های
تولید تا آخرین زنجیره تولید و سپس مصرف کننده تبین نکرده است.
اگر بخواهیم تعریف درستی از یارانه تولید داشته باشیم باید بگوییم
یارانه ها مابه التفاوت هزینه تمام شده یا همان قیمت خرید کالاها و
خدمات با قیمت فروش آنها است که توسط دولت به عنوان کمک
به تولیدکنندگان یا مصرف کنندگان پرداخت میشود و هدف از وضع
یارانه، فراهم کردن امکان خرید برخی از کالاها به قیمت ارزانتر برای
تولیدکنندگان و حمایت از آنها در مقابل تولیدکنندگان خارجی است.
بنابراین با توجه بها ین تعریف باید بخشیا ز عواید یارانه در سرتاسر
زنجیره بصورت یکسان توزیع شود و صنایع تکمیلی از آن بهر همند شده
و در نهایت مصر ف کننده نهایی منتفع اصلی باشد، اما اتفاقی که امروز
شاهد آن هستیم این است که فولادسازان این حجم عظیم از یارانه ها
را در قالب سود شناسایی میکنند. در مقابل هیچ مکانیزم ی که صنایع
تکمیلی و مصر ف کننده نهایی از آن بهره مند شوند، هم وجود ندارد.
از همین رو پرداخت یارانه تا جایی پیشنهاد میشود که فواید حاصل
از استفاده یارانه بر هزینه های پیشی گیرد و برای همه خریداران یک
کالا به طور یکسان اعمال و در نهایت به اشتغال و تکمیل زنجیره ارزش
و تعمیق منحنی لبخند ارزش منجر شود که در حال حاضر چنین
اتفاقی نمیافتد چون همانطور که پیش از این گفته شد، بخش
بزرگی از یارانه های پیدا و پنهان در قالب سود واحدهای بزرگ فولادساز
شناسایی میشود و به صنایع پایین دستی نمیرسند.