یادداشت مهندس امیرحسین کاوه را در این خصوص بخوانید
گرفتاری ما این است که تعرفه و قیمت بالا و گران فروشی صنایع خصولتی به صنایع داخل سبب از دست رفتن فرصت ها در کشور شده و فرصت های رشد بین صنایع بالا دستی و پایین دستی را از بین برده
در کشور های پیشرفته قیمت های بالادستی را به نفع صنایع پایین دستی کنترل می کند که صنایع کوچک و متوسط کار درست خود را انجام دهد
مثلا از پنبه کار اگر مالیات نمی گیرند که به صنعت نساجی مواد اولیه ارزان و فراوان در اختیار داشته باشد
الان در آمریکا طرح تعرفه ی ۱۰ درصدی ترامپ را مثل بمب اتم بحران جنگ تجاری دانسته اند ولی مسئولان دولتی ما درکی از اعداد تعرفه ندارند و ما هماکنون به راحتی بالاترین تعرفه دنیا را داریم و هنوز هم عده ای بی اطلاع مدافع و تبلیغاتچی افزایش تعرفه ی مواد اولیه مورد نیاز وارداتی که در کشور به قدر کافی وجود ندارد هستند !
همه می دانند کالای عمومی را باید به قیمت ارزان تر در اختبار مردم گذاشت چون روی همه چیز اثر می گذارد.
آمریکا در سال ۲۰۱۶ بیش ۱۳ میلیارد دلار آهن و فولاد صادر و ۲۹ میلیارد دلار آهن و فولاد وارد کرده یعنی ۱۶ میلیارد دلار تراز منفی دارد پس واردات مواد اولیه نه تنها عیب نیست بلکه حسن است ولی برخی مسولان درک درستی از این موضوع ندارند.
جالب اینکه صادرات آمریکا فولاد گران قیمت است ولی فولاد وارداتی آنها فولادخام مورد نیاز صنایع تکمیلی است و از لحاظ حجمی خیلی زیاد است ؛ در سال ۲۰۱۶ آمریکا ۴.۵ میلیون تن واردات انواع ورق داشته که مورد نیاز صنایع پایین دستی و تکمیلی بوده.
شعور تجاری ما باید به جایی برسد که بجای صادرات خام شمش خام فولاد و آلومینیوم و مس و و ورق فولادی و مواد خام پتروشیمی ؛ آن را در اختیار صنایع تکمیلی قرار دهیم و بجای صادرات خام صادرات محصولات تکمیلی داشته باشیم .
ما به سهم خود در سندیکا حاضریم ورق فولادی را از فولاد مبارکه امانی به ما بدهند تا کارمزدی تولید کنیم ؛ ما در صنعت لوله و پروفیل آماده ایم با ۱۸ میلیون تن ظرفیت تبدیل کننده ورق فولادی به محصولات با ارزش بالاتر به شکل کارمزدی بدون سود و فقط با احتساب هزینه ها باشیم و بعد آقایان که دلسوز صادرات کشور هستند آن وقت بیایند ۶۰۰ گروه کالایی ساخته شده از ورق فولادی با ارزش بالا و اشتغال بالا در زنجیره به دیگر کشورهای دنیا صادر کنند.
این کار سبب می شود از ظرفیت های موجود صنایع تکمیلی استفاده شود و از سرمایه گذاری های کلان دو دهه اخیر استفاده گردد و از توان فنی و مهندسی کشور استفاده و آن را حفظ کرد و سبب حفظ نیروی کار این واحدها و حتی افزایش ایجاد اشتغال در کشور خواهد شد
از سوی دیگر ارزش بهای واحد صادراتی آهن و فولاد که در پایین ترین رده است افزایش یابد و ایران به سمت تولید کننده نیمه نهایی فولاد حرکت کند و از خام فروشی که صادرات یارانه انرژی و منابع رانتی کشور است فاصله بگیرد و ارزش صادرات کشور به میزان قابل ملاحظه ای افزایش پیدا کند و تولید ناخالص داخلی کشور بالا رود