🔹 در شرایطی که یک اقتصاد کم و بیش دارای خودکفایی نسبی باشد (دارای عمق لازم در زنجیره های ارزش اقتصادی اصلی باشد و نیروهای مولد قدرتمند باشند)، افزایش نرخ تبدیل ارز (یا به عبارتی کاهش ارزش پول داخلی competitive devaluation) در زمان برقراری دیگر شرایط لازم حاکم بر محیط اقتصاد، می تواند به افزایش قدرت رقابتی صنایع داخلی منجر گردد.
اگر نرخ ارز به تنهایی می توانست عامل تعیین کننده رقابت و تغییردهنده باشد، افزایش در حدود ۳ برابری آن در نیمه اول دهه هفتاد و سالهای ۱۳۹۱ و ۱۳۹۲، بایستی به تحولات مثبت قابل توجهی در جهت بهبود شرایط و افزایش تولید داخلی منجر می شد.
🔹 با توجه به سهم ۷۷ درصدی مواد اولیه صنعتی،‌ کالاهای سرمایه ای و محصولات کشاورزی و مواد غذایی از کل واردات کشور، مشخص است که هم اکنون کم و بیش کفه واردات به نفع تامین نیازهای اساسی و تولیدکنندگان سنگین تر است. البته باید توجه داشت که سهم قابل توجهی از واردات مواد خام و اولیه صنعتی ارتباطی به بخش تولید صنعتی ندارد.
🔹 واردات نزدیک به ۳ میلیارد دلار نهاده ها و خوراک دام و وابستگی بالا به واردات اقلام غذایی مانند روغنهای خوراکی نشان می دهد که هر گونه افزایش نرخ ارز، منجر به بالا رفتن بهای اقلام اساسی و مهم غذایی مانند لبنیات، تخم مرغ، گوشت، روغن و … خواهد گردید که به دیگر اقلام (با وابستگی پایین به واردات) نیز منتقل می گردد.
🔹 در کنار حساسیت بالای تولیدات داخلی و مواد غذایی به افزایش نرخ ارز،‌ بهای اقلام قابل تجارت (قابل واردات یا صادرات) نیز از نرخ ارز پیروی می کند.
🔹 در مجموع افزایش نرخ ارز بر روی قیمت تمام شده و در نتیجه بهای فروش تولیدکنندگان صنعتی و کشاورزی کشور تاثیر مستقیمی بر جای می گذارد. در چند سال اخیر به انحاء متعددی، حاشیه سود تولیدکنندگان داخلی پایین آمده است، بنابراین امکان ناچیزی برای عدم افزایش قیمتها وجود دارد. در غیاب فقدان افزایش قدرت خرید مردم و شرایط رکودی، افزایش قیمتها منجر به تتزل قدرت خرید مردم و به تبع آن کاهش مصرف داخلی می شود. در نتیجه چرخه رکودی کشور عمیق تر خواهد شد.
🔹 افزایش نرخ ارز در شرایطی که دولت تامین کننده اصلی آن به شمار می رود، نوعی مالیات تورمی محسوب می شود.افزایش تورم از طریق مالیات تورمی (inflation tax) در شرایط کنونی کشور اثرات نامطلوب متعددی دارد که موارد مهم آن به شرح زیر است.
– طبقات متوسط و ضعیف جامعه را هدف می گیرد و به فقیرتر شدن عامه مردم می انجامد.
– رکود عمیق تر می شود و اشتغال کاهش پیدا می کند.
– افزایش فقر و نابرابری های اجتماعی، نارضایتی مردم از دولت را به شدت بالا می برد.
🔹 اقتصاد این قدر تک وجهی  و ساده عمل نمی کند که با تغییر یک متغیر کلیدی، شرایط دلخواه حاصل شود. افزایش قدرت رقابتی اقتصاد و تولیدکنندگان داخلی به متغیرهای زیادی بستگی دارد که فقط یکی از آنها نرخ ارز است. میزان و چگونگی دخالت دولت و بخشهای شبه دولتی در اقتصاد، فساد، کارآمدی دستگاههای مسئول، ساختارها و نهادهای پشتیبان تولید، نظام مالیاتی، انحصارها، بهره وری، هزینه های کسب و کار داخلی، هزینه سرمایه (نرخ سود بانکی) و مبزان دسترسی به آن، کارآیی زنجیره های عرضه، فضای کسب و کار، مدیریت بنگاه ها، دانش فنی و تخصص و …. از جمله عوامل مهمی هستند که به همراه تعیین نرخ ارز بر روی قدرت رقابتی تولید تاثیر می گذارند.

دکتر احسان سلطانی